تبليغاتX
*** ژین – رۆژ نووسی فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور ***

.

که‌سێ ئه‌یووت ؛ له مه‌ریواندا ، لێره به دوواوه پیاوان ئه‌بێ سێ جۆر پاره بۆ ژنه‌کانیان پاشه‌که‌وت بکه‌ن ! 1- پاره‌ی کڕینی سه‌یاره ، ئه‌گه‌ر ته‌نانه‌ت په‌ناملێکیش بێت !!! 2- پاره‌ی خوێندنی زانکۆی ئازادی مه‌ریوان ، ئه‌گه‌ر ته‌نانه‌ت ڕشته‌ی " ئامووزش ئیبتێدایی " بێت !!! 3- پاره‌ی لووت قنج کردنه‌وه ، ئه‌گه‌ر ته‌نانه‌ت بۆ جاری سێهه‌‌م یان چوواره‌م بێت !!!

یه‌که‌م ؛ ژنێ ئه‌ناسم که هه‌موو رۆژێ ته‌نیا له به‌ر خۆهه‌ڵکێشان ، به سه‌یاره‌وه مه‌ودای نێوان ماڵیان و شوێنی کارکردنی ، که ته‌نیا یه‌ک کۆڵانه ، ئه‌بڕێت !

دووه‌م ؛ ژنێ ئه‌ناسم که هه‌ر چووار مانگ جارێ یه‌ک میلیۆن تمه‌ن خه‌رجی ده‌رس خوێندنی له زانکۆی ئازادایه‌و پیاوه‌که‌شی قه‌رزداری سه‌گ و سوووتکه !

سێهه‌م ؛ ژنێ ئه‌ناسم که تا ئێستا سێ جار لای "دوکتۆرسۆڵتانی " لووتی عه‌مه‌ڵ کردووه و هێشتا به دڵی نی‌یه و ئه‌ڵێ ؛ ماویه‌تی قنجتره‌‌و بێت !

گرێ دراو به خاڵی یه‌که‌م و دووه‌م و سێهه‌م : وا ئه‌زانم مه‌به‌ستی رێکخراو و ئه‌و که‌سانه‌ی وا هه‌وڵی به ده‌ست هێنانی مافه‌کانی ژنان ئه‌ده‌ن ،  ئه‌وه نی‌یه که ژنان به ئه‌وانه‌ی سه‌ره‌وه سه‌ر گه‌رم بن و له ئاست رۆڵی سه‌ره‌کی خۆیان له کۆمه‌ڵگادا هه‌ڵ‌خڵه‌تێن .

+ نووسراوه له   Mon 19 Oct 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

 "حلیم پزی په‌پۆڵه " !!! ئه‌مه تابڵۆی دووکانێکی حلیم پزی بوو له شاری مه‌ریوان! به داخه‌‌وه رۆژانه ده‌یان دیمه‌نی وا له بازاڕ و دووکانی شاره‌کانی کوردستان و ژێر نووسی که‌ناڵه کوردیه‌کان و تیتری کلیپه‌ کوردی‌یه‌کانی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان دا ئه‌بینین . سه‌یره تابلۆنووسی دووکانه‌کان و تیتر نووسی کلیپه‌کان وا ئه‌زانن له سه‌ر هه‌ر پیتێ که وویستیان بزوێن دا بنێن ئه‌بێته کوردی !!!  

 

+ نووسراوه له   Sun 13 Sep 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

خۆ جیا کردنه‌وه له خه‌ڵک به هه‌ر جۆرێک و شێوه‌یک ، له ژێر کاریگه‌ری هه‌ر هۆکارێکدا بێت ، به لای منه‌وه ناشیرین و کارێکی جووان نی‌یه !!

دوێنێ عه‌سر کاتی له ماڵی کا " ؟ " ی هاوسێمان ده‌یان ژنی چارشێو چیل‌چیلی که هه‌موویان چارشێوی یه‌ک جۆر و یه‌ک ڕه‌نگیان به سه‌ره‌وه بوو ، هاتنه ده‌ره‌وه ، به لامه‌وه زۆر سه‌یر بوو که بۆچی که‌سانێ ته‌نیا له به‌ر ئه‌وه‌ی ، ئه‌وانی‌تر وه‌ک ئه‌وان بیر ناکه‌نه‌وه ، هه‌وڵی خۆ جیا کردنه‌وه به هه‌ر شێوه‌یک بێت له خه‌ڵک ئه‌ده‌ن .

ئه‌مه وه‌ک ئه‌وه‌ی بڵێن ؛ ئێمه وه‌ک ئێوه نین ! ئێمه له ئێوه نین ! بیر و ئه‌ندێشه‌مان له هی ئێوه باشتره ! یان وه‌ک ئه‌وه‌ی بڵێن ؛ ئێمه لای خودا له ئێوه موسڵمان‌ترین و خۆشه‌وویست‌ترین ...!!!

که‌چی نازانن " ولتر " ووتوویه‌تی ؛ " ئه‌گه‌ر هه‌موومان وه‌ک یه‌ک بیر بکه‌ینه‌‌وه ، که‌سمان بیری نه‌کردۆته‌وه ! "

+ نووسراوه له   Wed 19 Aug 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

این روزها بازار قصه ها ،حماسه و افسانه های شرقی دراین حوالی غروبگه آسیا گرم و مهیج و بیش از کمپانی های هالیوودی و سینمای خودکفای خانگی خواستنی تر گشته است. مدتی قبل جواهری در قصر و یانگوم علمدار 8 مارس همانگونه که خیلی وقت پیش ، اوشین این بار سنگین توانستن را پابه پای زن بودن بردوش میکشید!، بود. یا امپراطور دریا که تنها یک قصه بشمار می رفت هم توانست در جولانگه احساس، شور آفرینی کند. و اینک روح هموسو است که د ر زندگی تک تک تماشاچیهای ایده آل گرا جولان ایبو پروفن 400 میزند!. منتقدی در نانوایی سر کوچه! میگفت: "اگر این چشم بادامی ها را خلع شمشیر کنیم، میشود سینمایشان را به نرخ بالیوود رنگ کرد". اما تفاوت آنقدر عمیق است که نمی توان با یک رنگ کاری ساده به تاثیری که بر ضمیر ناخودآگاه جمعی میگزارد - آنهم این سوی قرینه - سرپوش بازیگری، یا جلوه های ویژه نهاد.ویژگیهای این سریال منحصربه فرد که آخر هفته را از جمعه ها، به سه شنبه ها آورده همان آش کشک خاله است که پر است از پیاز داغ ماجراهای احساسی و تقدیر، ودست آخر یک وجب روغن خدایان...

اگر تاریخ تفکر آسیا را تا بدینسان اَلَکی کنیم، فلسفه شرق چون همیشه توجیهی برای ماندن و نیفتادن دارد. شاید این هم خواست خدایان جوسون باشد! گرچه این حقیقتیست آشکار که خاوردور بر اخلاقیات پایه های تمدن را بنا نهاده، اما خالی از لطف نخواهد بود اگر گوشه نظری بر درون مایه این حماسه اندازیم و آن را اندکی با فلسفه شرق هویت بخشیم.

در روند داستان دو شخصیت بارز به چشم میخورد که یکی از آنها همان جومونگ، منتخب شده از سوی خدایان است. و دیگری مکمل این شخصیت یعنی سوسونو است، که خدایان بیش ازآنچه که ما انتظار داریم با او با نا ملایمی رفتار میکنند و اینجاست که در می یابیم که خدایان تقدیر را آنگونه که احساس زمینی ها میخواهند پیش نمی برند.

در جایی از داستان کاهن اعظم خطاب به سوسونو میگوید اگر خدایان تو را مرد می آفریدند حتماََ سرنوشتی به مراتب بهتر میداشتی و نیز در زمان تاج گذاری حتی سوسونو به این اقرار میکند که جومونگ منتخبی از سوی خدایان است. و در آخر داستان گفتگوی جومونگ با خدایان به عنوان مرد، به این تفکر که مرد بودن برزگترین نعمتی است که خدایان می توانندبه شخصی بدهند مهر صحت میگذارد. به صورتی که دست آخر این سوسونو است که آن سرزمین را باید ترک کند. تمام این ماجرا و دیدگاه نسبت به زن در فلسفه شرق از بودا که اذعان میکرد با زنان صحبت یا حتی اگرهم شدبه آنان نگاه نکنید و کنفسیوس که بر اساس اخلاقیات، زن را مطیع اوامر مرد میدانست به چشم میخورد. این داستان به مزاج ما این سوی قرینه بسیار شیرین میاید، چراکه ما بر اساس فلسفه شرقی ای که هزاران سال است مبنای اخلاقیات ما گشته است، خصلتاََ ضد فمنیسم هستیم!. شاید شنیده اید که میگویند فلانی اوجاق خانه اش کور است، این عنوانی بود که در ایین زرتشت باستان به خانواده ای میدادند که فرزندی پسر نداشتند چرا که تنها این افتخار روشن کردن آتش مقدس به پسر خانواده داده میشد. پس ما آنقدر از قرینه اندیشه آسیا بیرون نیستیم که از این گونه تحقیر مودبانه زنان لذت نبریم!!.

 ویژگی دیگر داستان وجود خدایان یا به عبارت دیگر، شورای خدایان و جبر حاکم بر زندگی است. که هرچه هم تلاش کنیم بی توافق شورا راه به جایی نمی بریم که در لحظه لحظه داستان جاریست. در تاریخ، اقوام هند - اروپایی مشهورند به چند خدایی، پس این موضوع به گوش ما زیاد غیر معقول نمی آید. و ما ذاتاََ انسانهایی ماورالطبیعی هستیم، شاید به تناسخ هندویی اعتقادی نداشته باشیم، اما منکر ضعف خود در قبال نیروهای ماوراالطبیعت نبوده، پس بر اساس این تفکر ما بازیگرانی بیش نیستیم. آنچنان که سرتاسر داستان عرصه شطرنجی است که تمام مهره ها درپی سر نهادن به خواست خدایان - حال فرقی ندارد اینکار را به روش دوستی یا دشمنی انجام دهند - درخدمت به قهرمان داستان هستند و این واژه ی قهرمان - که اگر کمی از ان بگذرد اسطوره میشود -  چه قدر من را بر سر وجد می آورد!.این واژه مرا یاد فردوسی و رستم دستان می اندازد ، انگار جان به جانمان کنند قهرمان یک چیز دیگر است. وشاید این هم ریشه هایی در ضمیر ناخودآگاه هزار ساله ی جمعی ما دارد از زمانی که گیلگمش را سومری ها افسانه وار بر لوح نگاشتند تا به امروز راوی احساس دیدن اسطوره گشته ایم. قهرمانی که از هفت خان رستم گذشته باشد، یا اژدهای سه پایی را از ماورای سیرت انسانی با خود آورده باشد، یا پر سیمرغ را با خود داشته باشد، انگار از دیدن ضعفهای خود یک جورهایی خودآزارانه لذت می بریم. علتی که قوم یهود نتوانست مسیح را به عنوان فرستاده وعده داده شده از نبی های پیشین بپذیرد، سخاوت و مهربانی و صلح طلبی او بود و این در حالی بود که دیدگاه آنان از ناجی، کسی چون گاندی و مارتین لوترکینگ نبود. بلکه شاید کسی چون جومونگ بوده تا بتواند چون او که افتخارامپراطوری جوسون قدیم را زنده کرده او هم افتخار قوم یهودا را به زمان سلیمان و معبد بزرگ هرکول برگرداند. انگار ما ذاتاََ اسطوره گرا هستیم و برای بزرگان خود چه معجزه هایی که نقل نمی کنیم!

ویژگی دیگری که می توان از آن نام برد، نزاع هزارساله خیروشر است، که به زمان آفرینش آدم و حوا برمیگردد. - اگر قبل از آن روی داروین زغال مالی کرده باشیم - یا به عبارت دیگر همان نظرگه مانی نبی. چیزی که در اینجا قابل تامل است یکی اشتباه تفسیر کردن نشانه های خدایان از سوی واصلان به خدا، یا همان کاهنان اعظم است. گرچه تعبیر از ماهیت خیر یا شر به خودی خود امری انتزاعی و نسبی است، اما روند داستان از همان ابتدا به خواست خدایان، ردپای از خیر به مخاطب تشنه ی پیروزی اژدهای سه پا نشان میدهد. و این که ،ممکن است حتی کسانی که گوشه لب خدایان هستند به اشتباه راه ترکستان را پیش گیرند. شاید این موضوع در ظاهر امر موضوعی معتدل نسبت به واصلان در ما ایجاد کند و آنان را از دایره معصومیت بیرون راند، اماآن هم خواست خدایانی است که چیزهای برای پنهان کردن حتی از سخنگویان خود دارند، و اینجا ناچاراََ مقید خواست و تصمیمات فوق محرمانه شورای خدایان می شویم و با تنها برگ امیدی که در دست داریم به انتظار آخر پاییز مینشینیم، آن برگه هم چیزی نیست جز همان پیروزی خیر بر شر ، ایمان بر کفر و زیبایی بر زشتی!. و این نبرد و نزاع در درون شخصیت های داستان هم به کرار دیده میشود و اینجاست که میتوان گفت که سرتاسر تفکر و آموزه های فلسفه و عرفان شرقی پیرامون جدال با نفس مانورمیزند .واینکه خیر و شر دوسوی شاخ به شاخ معنویت انسان را تشکیل داده اند و شخص فرزانه کسی است که آن دو را در خود تشخیص و در سمت خیر کوشا باشد و از به مبارزه طلبیدن ماورا با خود پرهیز کند.

در اینجا ناگفته نماند که ما ایرانیان هم نمادهایی همچون اژدها داریم که همان کارایی را دارند، مانند پرنده سیمرغ و پرنده اسطوره ای هما. تذکر این موضوع خالی از لطف نیست که اژدها در خاور دور نمادی از برکت وآزادی است و این در حالی است  که همان اژدها در قصه های غربی نماد ترس و ویرانی و موجودات مسخ شده جادوگران است. پس جای تعجب نیست اگر تا قرن 17 ساکنان خاور دور، غربیان را بربر خطاب میکردند!تنها نکته ای که در این داستان چون تاری جدابافته در صحنه خود نمایی میکرد، قرار دادن شخصی دو جنس در مقام مشاور شرکت سوسونو بود.خود این موضوع و راحت کنار آمدن با آن جای بسی امید است اما کیست که نداند حتی درته دیگ اندیشه شرق جایی برای او نیست و هیچ یک از مخاطبان با این شخصیت،حتی حاضر نیستند در خیال قدمی در سواحل و در دید ماهیان بزنند. شاید کارگردان یکی دو عکس زیر برج ایفل در آلبوم شخصی دارد و با این کار خواسته  که بفهماند معده اش با پیتزای ایتالیایی هم سازگار است!   

ویژگی دیگری که در داستان قابل تامل است بحث اصالت و نبوغ شخصیت ها است. به عبارت دیگر قهرمان و پیرامونش اصالتی آسمانی دارند و سربازان دامول قومی از مهاجران هستند و تنها کسی می تواند در این گروه باشد، که پاره ای از این قوم باشد. یعنی این شرط لازم آن است و با این شرط جومونگ  حتی نسبت به یک پناهنده اسیر هم احساس تعهد میکند و در مخاطب حس تعهدی، مشروط به قومیت و نژاد وآیین و... را برمی انگیزاند، و نیز آن را در قالب قهرمانی  و خواست خدایان توجیه میکند. چیزی که برخی جوامع مختلف بشری شدیداََ به آن در طول تاریخ معتقد بوده و هستند.در داستان اگر هم نبوغی باشد، و آن هم مهر تاییدی بر این ضرب المثل کردی است که نباید زین را بر خربست! اما در عوض شخصیت داستان را چنان در لفافه قهرمانی پیچیده اند و وجه خدایی به آن داده اند، که دیگر نمیتوان آن را در واقعیت تجسم کرد و اینجاست که باز در ذهنیت خویش ایستاییم و در تسلسل وارونگی حقیقت و واقعیت معلق می مانیم. این گونه است که ما از قهرمانان خود انتظار عصمت و کمال را داریم و اگر از دست قضا کسی دو بار حریف روس خود را در روی تشک ضربه فنی کند، چنان وجهی از او می سازیم، که کوچکترین خطای انسانی که در ذات هر آدمی میتواند باشد، همچون سوزنی باریک جلوه قهرمانمان را بر آسمان باور خلق پاره میکند و باز چیزی که برایمان می ماند دلسردیی ناشی از انتظارات کورکورانه از اسطوره ای که این همه منتظرش بودیم. اما در زندگی حتی اگر ایده آلی باشد ره آلی هم هست و این که جهان سراسر بر واقعیت و منطقی استوار است. اگر ما آن را به ارث برده باشیم. وگرنه باز باید تخیلات شیرینی که از قهرمانانمان داریم را در سریال ها و بر صحنه سینماها جستجو کنیم، فیلمهایی که در آن کارگردان برای کوچکترین اشتباه از طرف قهرمان داستان هزاران بار هم اگر شده، کات می دهد تا همه چیز بر وفق مراد خدایان و لبخند رضایت مشتریان باشد!!!...     

+ نووسراوه له   Thu 16 Jul 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

کلیپی کوردی !
Fri 26 Jun 2009

هه‌وراز و نشیوی مێژوومان له به‌سه‌ر هاتی هۆنه‌رمه‌ندانی گه‌وره ، که بۆ پاروویک نانی بێ‌منه‌ت تاڵاو و سوێریان چێشتووه پڕه ! . به سه‌رهاتی " حه‌سه‌ن زیره‌ک " ، " عه‌لی مه‌ردان " ، " سێوه " ، " کاوێس ئاغا " ، و ... ده‌یان و سه‌دان ناوداری بێ‌نازی ئه‌م کوردستانه که من وه‌ک کوردێک خۆم به شه‌رمه‌زار و قه‌رزداریان ئه‌زانم .

ئه‌وه بۆ چه‌ند شه‌وێک ئه‌چێ ، که‌ناڵه ڕه‌نگینه‌کانی باشوور ! و که‌ناڵه بێ ڕه‌نگه‌کانی رۆژهه‌ڵات!، به چه‌ند وێنه‌یکی وی جی ئی له " قاله مه‌‌ڕه " که ، له کۆڵانه‌‌کانی " بۆکان " دا خه‌ریکی سوواڵ کردنه، کلیپی کوردی ! سازئه‌که‌ن و " هین " ه‌کانی لای خۆمانیش، هه‌ر به زۆره ملێ هه‌وڵ ئه‌ده‌ن " قاله مه‌ڕه " ی خێر نه‌دیو له ژیان و بێزار له قسه کردن بێنه گۆ و به لاینگر و موڵکی باب و باپیرانی " هین " ه‌که‌ی خۆیانی له قه‌ڵه‌م بده‌ن !

له لایکی تریشه‌وه خه‌ڵکه مردووپه‌ره‌سته‌که‌ی خۆمان  ئاخ و ئۆفی بۆ هه‌ڵ‌ئه‌کێشن و به ڕان و چۆک و ده‌ستی خۆیان‌دا ئه‌ده‌ن ! لافیته و پارچه کۆنه‌ی ! ڕ‌ه‌ش و ماته‌مینی له سه‌ر مه‌یدان و چوارڕاکانی شاردا بۆ هه‌ڵ‌ئه‌واسن و به‌و په‌ری روودار‌ی‌یه‌وه سه‌ره خۆشی له خۆیان ئه‌که‌ن !

خوێنه‌ری هێژا ؛

تۆ سه‌یری " وه‌زاره‌تی رۆشنبیری " ئه‌و حکومه‌ته کوردی‌یه بکه که به لایه‌وه ، " قاله مه‌ڕه " به قه‌د ده‌م پان کردنه‌وه‌یکی " شهره " و خۆسووڕدانی ڕه‌قاسه‌کانی " جمشید " و زوڵفه خاوه‌که‌ی " شهرام " و ده‌یان بێ ئه‌خلاقی " لس ‌آنجلس " ی قه‌دری نه‌بوو !

تۆ سه‌یری ئه‌م کوردستانه بکه ! ئه‌م خه‌ڵکه هۆنه‌ر دۆسته ! ئه‌م خه‌ڵکه مردوو په‌ره‌سته ! ئاخۆ له‌م کوردستانه ، به‌م هه‌موو شارو دێهاته زۆره‌وه ، که‌سێ نه‌بوو ، پاره‌دارێ نه‌بوو ، سه‌رمایه‌دارێ نه‌بوو ، فه‌رهه‌نگ دۆستێ نه‌بوو ، ... ، کوردێک نه‌بوو !!؟؟ لانی که‌م مانگانه‌یک بۆئه‌و به ناو هونه‌رمه‌نده نه‌ته‌وه‌یی‌یه ته‌رخان بکات ، تا چی دی وێنه‌ی سوواڵ کردنی نه‌بێته کلیپ و له سه‌رشاسه‌ی که‌ناڵه به شه‌ره‌فه کوردیه‌کاندا! چاومان لێ نه‌کردبایت !!؟؟

هه‌ی لێ هه‌ی لێ ! ماڵ وێران خۆمان ! ئه‌وه کورده‌و سمێڵ با ئه‌دات ! ئه‌وه کورده‌و به شه‌ره‌فی سوێند ئه‌خوات ! ئه‌وه کورده‌و ده‌گه‌ز پشتوێنی سێ قوڵفه‌ی له پشتایه ! هه‌ی لێ ئه‌وه‌ کورده !      

+ نووسراوه له   Fri 26 Jun 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

" شمشاڵ " هه‌ڵگری هه‌زاره‌ها راز و خه‌ونی په‌نگ خواردووی ناخێک بوو . ناخێ که‌وا به درێژایی ته‌مه‌نی پڕ له ناسۆری و کڵۆڵی ، به خه‌م و مه‌راق و مه‌ینه‌ت ئاخێنراوه . هه‌وای ژه‌ندنی ، هه‌ناسه‌ی ساردی حه‌سره‌ت و ناکامی ، " شمشاڵ " و گه‌لی تێدایه . کاتێ به قامکێکی له‌رزۆک ختووکه‌ی ئازاره‌کانی خۆی ئه‌دات ، " شمشاڵ " دێته گریان و ته‌زووی خه‌ون و ئاواته‌بابردووه‌کان به له‌شی بیسه‌ر دا ئه‌هێنێ و به " ئای ئای " و " لێ لێ " ی رۆحی خۆی ، سارێژی برینه‌ قووڵه‌کانی گه‌ل ئه‌کات . له ته‌مه‌نی مێر منداڵیه‌وه له گه‌ڵ سیحری " شمشاڵ " ، خه‌وم به خه‌ونه‌کانمه‌وه ئه‌بینی و له هه‌ڕه‌تی لاویشدا ، ئه‌وین و ئاوات و خۆزگه‌کانم به باڵای هه‌ناسه‌ی " شمشاڵ " دا هه‌ڵچوون و گوڵیان گرت .

له دووای 84 ساڵ ته‌مه‌ن ، هێشتا تاقه خۆزگه‌یکی " شمشاڵ " به دی نه‌هاتووه و ئاواته‌کانی هه‌ر به خونچه‌یی خه‌ریکن هه‌ڵ‌ئه‌وه‌رن . ئێستا " شمشاڵ " گه‌ل به جێ دێڵێ و کوردستان ماڵئاوایی له " شمشاڵ " ئه‌کات . ئێستا کێ بۆ " شمشاڵ " شین بگێڕێ !؟ ئه‌و که شین گێڕی گه‌لێ بوو !

+ نووسراوه له   Fri 5 Jun 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

پیاوێکی هاوته‌مه‌نی خۆم به په‌له دێت و له په‌نام ، له لای ڕاسته‌وه دائه‌نیشێ . به په‌له بوونی له ڕێگه‌چووندا ، قوڕێکی زۆری هاوێشتۆته پانتۆڵ و پێڵاوه‌کانیه‌وه . به تووندی و به تووڕه‌یی ، به ئه‌ده‌بیاتی تایبه‌ت به خۆی له " شاره‌دار " و "شاره‌داری " یه‌وه ده‌ست پێ‌ئه‌کات ، تا ده‌گاته لای " ..." !. پیاوه‌که هاوکات له گه‌ڵ جنێودان و ... ، دوور له چاوی ئێمه ، قووڕی پێڵاوه‌کانی به به‌رگی سه‌نده‌ڵی تاکسیه‌که پاک ئه‌کاته‌وه !!

شۆفێری تاکسیه‌که به قووڵی ئاخرین مژ له جگه‌ره‌که‌ی ئه‌دات و پاشان له درزێکی چکۆله‌ی شووشه‌ی  لای خۆیه‌وه ، فیلتێری جگه‌ره فڕێ ئه‌داته سه‌ر شه‌قامه‌که . هه‌موو کون قوژبنێکی تاکسی به دووکه‌ڵ ئاخێنراوه ! شۆفێر بارانی سه‌ر شووشه‌ی پێشه‌وه‌ی تاکسیه‌که به " برف پاکن " ه‌که پاک ئه‌کاته‌وه و ده‌ست به لێ خوڕین ئه‌کات .

تاکسی له شه‌قامی " ... " ، به گومێکی باران ئاودا ئه‌دات و کچێکی کرچ و کاڵی خوێندکار ، به ته‌واوی ئه‌خووسێنێ . شۆفێر له ئاوێنه‌ی تاکسیه‌وه سه‌یری کچه ئه‌کات و له قاقای پێکه‌نین ئه‌دات .. هه‌موومان له نێو تاکسیه‌که‌دا پێ‌ئه‌که‌نین !...

+ نووسراوه له   Fri 15 May 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

...من نیگام له چاوی کرچی کچێکی هه‌تیودا جێ‌ماوه

هه‌ناسه‌م له گه‌رووی کوڕێکی بێکه‌سداو

هیوام له ده‌ستی شه‌که‌تی باوکێکی ڕه‌نجکێشداو

هه‌ستیشم له فرمێسکی گه‌رمی دایکێکی ڕه‌شپۆشدا ...

...

-          موزه‌فه‌ریووسفی –

*******************

هاوخه‌مه‌که‌م ، " دیاکۆ " و " ئیلهام " به په‌رۆشن بۆ دووریت ، هاوسه‌رو دایکه خێر نه‌دیوه‌که‌ت ڕوومه‌تی خۆیان داڕنیوه . به‌ڵام من چی !؟ چاوکه‌ی فرمێسک و هه‌نسکم ووشکایی هات و ڕۆحم داڕما و مه‌راقی دووریت گیانی له جه‌سته‌م هێناوه‌ته ده‌ر .

هاوڕێ‌گیان چۆن دڵت هات به جێمان بێڵی !؟ له بیرته ئێواره‌ی چووارشه‌مه به‌ڵێنت پێ‌دام له شێعرێکا مه‌راقی دڵم داڕێژی !؟ ئه‌وه ئێستا ئێواره‌ی هه‌ینی‌یه‌وچاوه‌ڕێ‌ی ئه‌و شێعره‌ت لێ ئه‌که‌م ! به‌لام تۆ نیازی سه‌فه‌رت هه‌یه و من لێت ئه‌پاڕێمه‌وه ! ئێستا به لای منه‌وه له شێعر ئه‌چی ! ژه‌هروهه‌نگوین ! ژه‌هریت چۆن به جێمان دێڵی ! هه‌نگوینت چۆن یادت له دڵماندایه ... !

ئێستا ئێواره‌ی هه‌ینی 4/2/88 ی هه‌تاوی‌یه و ئیتر من که‌سم نی‌یه ژانه سوێ‌ی دڵمی بۆ هه‌ڵ‌ڕێژم ، که‌سم نی‌یه به دڵسۆزی‌یه‌و گوێ له وڕێنه‌کانم شل بکات ، که‌سم نی‌یه دڵ نه‌وایی دڵم بداته‌وه .

" موزه‌فه‌ر " گیان ، هاوڕێ‌ی گیانی به گیانیم ، ئه‌وه بۆ شه‌وێک ئه‌چێ هه‌نسک و گریانم تێکه‌ڵ به باوکه ڕۆی " دیاکۆ " و " ئیلهام " بووه و ئه‌م کۆچه ناوه‌خته‌ت به ته‌واوی سه‌ری لێ شێواندووم . ئه‌وه بۆ ئێواره‌یک ئه‌چێ له ژووانه‌که‌ی گاڕان دا یه‌کمان نه‌دیوه‌ته‌وه !

باوه‌ڕ بکه له‌م ئێواره پاییزڕه‌نگه‌ی 4/2/88ه‌دا زۆر گریام ، زۆر ! ، نه‌ک بۆ دووری تۆ ! بۆخۆم ، بۆ دڵی خۆم ! ، بۆ بێ‌که‌سی خۆم و بۆ داماوی بیره‌وه‌ریه‌کانمان ، بۆ چاره‌ڕه‌شی ئاواته‌کانمان ، بۆ ئه‌و خه‌مه‌ی وا ساڵه‌هایه ئه‌م دڵ و ئه‌و ‌دڵی پێ ئه‌که‌ین ، بۆ ئه‌و باوه‌ڕه‌ی وا ساڵه‌هایه شانت داوه‌ته ژێری و وه‌ک گاڕان به پێوه وه‌ستایت و چۆکت دا نه‌دا !

 " موزه‌فه‌ر " گیان چیرۆکی خۆشه‌وویستی من و تۆ وا خه‌ریکه به کاره‌سات کۆتایی دێت ! ئه‌وا منیش له دووری تۆ خه‌ریکه ئه‌مرم ! سه‌ری " تۆ " و سه‌ری " گه‌ل " و سه‌ری " کوردستان " خۆش .

 

+ نووسراوه له   Sat 25 Apr 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

رۆحی شاد
Fri 24 Apr 2009

" مۆزه‌فه‌ر یووسفی " ، نووسه‌ر ، شاعیر و ڕوناکبیر له ساڵی 1348 ی هه‌تاوی له شاری مه‌ریوان چاوی به ژیان هه‌ڵ‌هێناوه‌و سه‌ره‌تای ته‌مه‌نی منداڵی و لاوی هه‌ر له شاره‌دا بردۆته سه‌ر . نزیک به بیست ساڵ له‌مه‌وپێش وه‌ک مامۆستا له قوتابخانه‌کانی مه‌ریوان داده‌مه‌زرێت . خۆشه‌وویستی قوتابیان و هاوکارانی بووه . له هه‌ره‌تی لاوی‌یه‌وه هۆگری ئه‌ده‌بیات و فه‌لسه‌فه بووه . ئه‌مه‌ بووه هۆی گه‌شه کردنی بیر و هۆشی . تا ڕاده‌یک که ساتێ به بێ کتێب و شێعر نه‌بووه و مۆتاڵا و نووسین به‌شێکی زۆری کاته‌کانی ژیانی گرتۆته خۆ .

ئه‌ندامێکی چالاک ، به هێز و کاریگه‌ر بوو له ئه‌نجوومه‌نی ئه‌ده‌بی شاری مه‌ریوان ، خاوه‌ن ده‌یان نووسین و توێژینه‌وه و شێعری بڵاونه‌کراوه و ده‌یان بابه‌تی بڵاو کراوه بووه له چاپه‌مه‌نیه‌کانی رۆژهه‌لات و باشووری کوردستان . له زۆربه‌ی کۆنگره‌و کۆنفرانسه‌ ئه‌ده‌بیه‌کاندا ووتاری پێشکه‌ش کردووه .

مه‌خابن مه‌رگ مه‌ودای نه‌دا تا خزمه‌تی زیاتری فه‌رهه‌نگ و ئه‌ده‌بی کوردی بکات . دڵه گه‌وره‌که‌ی له ئێواره‌ی هه‌ینی 4/2/88ی هه‌تاوی له شاری مه‌ریوان له لێدان که‌وت و خه‌ساریکی قورس و که‌لێنێکی ئێجگار گه‌وره‌ی خسته نێو ره‌وتی ئه‌ده‌ب و فه‌رهه‌نگ و رۆشنگه‌ری کوردی‌یه‌وه . رۆحی شاد و جێ‌ی په‌نجه‌کانی هه‌ر ده‌م دیار .

+ نووسراوه له   Fri 24 Apr 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   | 

له یه‌کێ له پاساژه‌کانی مه‌ریواندام . خه‌ریکی ته‌ماشاکردنی ویترینی دووکانه‌کانم و له ده‌ریای خه‌یاڵێشدا نووقم . له ناکاو ده‌نگی هوورا و قووله و قیڕه له زۆربه‌ی دووکانه‌کان به‌رز ئه‌بێته‌وه !

خۆزگه لاوان ، یان باشتر بڵێم زۆربه‌ی خه‌ڵکی لای خۆمان ئه‌وه‌نده له سه‌ر شین و سوور هوورا و قیڕه‌ و و قووله ئه‌کێشن ، بیرێکیان له هه‌ل و مه‌رجی ژیانی خۆمان بکردایته‌وه !

+ نووسراوه له   Sat 4 Apr 2009    له‌لایه‌ن " فه‌ردین مه‌زهه‌رپوور "   |